خرید بک لینک

چابک مثل آهو، ساکت مثل سایه. ترس عمیق تر از شمشیر می بره.

سریع مثل مار، آروم مثل آب ساکن. ترس عمیق تر از شمشیر می بره.

قوی مثل خرس، درنده مثل گرگ. ترس عمیق تر از شمشیر می بره.

کسی که از شکست بترسه باخته. ترس عمیق تر از شمشیر می بره.

ترس عمیق تر از شمشیر می بره.

ترس عمیق تر از شمشیر می بره.


آریا استارک^_^

برچسب: از سری فیلمهای سیلوستر استالونه,از سری بازی های دخترانه, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:03

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:02

قرار بود عنوان پست « اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است» باشه، ولی اینجا هوایی نیست. چه برای نوشتن از تو، چه برای نوشتن از خودم، چه برای پرواز، نه حتی برای سرفه کردن. - می دونی اگه تو خلاء نفس بکشی چی می شه؟! مغزت منفجر می شه. خیلی سال پیش خوندمش، هنوز یادم مونده. منم هنوز یادمه، می بینی؟! می بینی با هر دم و بازدم منفجر شدن چجوریه؟! سعدی چطور، می دونه هر نفسی که فرو می رود و بر می آید.. شکنجه گر حیاته و.. ذات؟! all my life I have been asking "why" و I must pay for the sins I've done

برچسب: نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:02

من بازی وبلاگی دوست*_____* علی الخصوص ازینا که می شه با عشقام شوآف کرد مثلا*_* برای اینکه ببینین بازی وبلاگی ثروت کاغذی چیه و شرکت کنین توش و اینا، برین اینجا. و خب همونطور که از اسمش معلومه، نشون دادن کتابخونه و توضیح دادن دربارشه.^_____^ بیاین بازی پس.^_^ خا، همونطور که مشاهده می کنین دورنمای کتابامه و فلان^_^ اون عزیزدلی هم که روبروی قفسه VIP گذاشتمش، « مردی که نرفته است، برمیگردد» از مهدی موسویه. بریم که دقیق تر نیگاشون کنیم.:)) همونطور که مشاهده می کنین اینجا پر آثار فاخر ادبیات داستانیه مثلا. همه چی عم داره، ادبیات روس و رمان آی کلاسیک و رئال و ناتورال حتی.:

برچسب: بازی وبلاگی,بازیهای وبلاگی, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:02

افتادم رو دوره مرگ. این جسم بی حرکتِ متعفن که ساعت آ زل می زنه به یه گوشه و اوج و فروداش از تعداد انگشتای یه دست بیشترن.. من که نیستم.. منم..؟!زاگرسِ علیل شدم، می دونم مرسو کجا پیدا می شه.. اما.. جراتشو ندارم.کاش سطل آشغالِ اتاقِ فرشته یه آغوش محکم داش.من بهتر از این حرفام.. باور کنین هستم. حالم خیلی بهتره. خیلی خوشحال ترم. اصلا خاطر ندارم با بغض رقصیده باشم. خیلی وقته خودمو به در و دیوار نکوبیدم. خیلی وقته از کلافگی عق نزدم؛ فقط باید همین دور و برا قایم شده باشم...عنوان از dancing with myself که حسش نیست پیدا کنم لینکشو. خوانندش Billy idol عه.

برچسب: well there's nothing to lose and nothing to prove,well there nothing i can do,well there ain nothing wrong with the way she moves lyrics,well sir there's nothing on earth,well there goes nothing,dancing with myself well there nothing to lose, نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:02

وقتی این اتفاق افتاد، او دوباره صحبت کرد. « شما ازدواج کردی و من نیومدم اینجا تا شکنجه ات کنم. من فقط فکر کردم، از یه چیزهایی که وینسنت بهم گفت، که شما خیلی دوستش داشتی و می خواهی این چیزها را بشنوی. معذرت می خاهم که باید یه غریبه باشم با آلرژی و در حال رفتن به ناهار و سانس عصر سینما. به نظر مسخره می آد. همه چی به نظر مسخره س.فکر نمی کردم فایده ای داشته باشه ولی به هر حال اومدم. نمی دونم از وقتی برگشتم چه ام شده.» دوست دختر وینسنت گفت: « خمپاره چیه؟! مثِ توپه؟!» چه طور آدم می تواند حدس بزند که دختر ها ممکن است چی بگویند یا چه کار کنند؟... - خب، یه جورایی. پوکه اش ب

برچسب: نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:02

صفحه بندی